» از همین شاعر
 هر که دارد هوس راه عدم بسم الله
 ازل قيام ابد جلوهء خرامانش
 بهر هلاک عاشقان جلوۀ يار دم بدم
 از وجه عدم يعنی ويرانه شدم يا هو
 شکوفه زار بود بسکه بوستان قفس
 چرا خون جگر قوتِ مدام از بهر خاصانست
 نظر اگر چه به دام آفتاب می آرد
 غير از من بيچاره که از ياد فتاده
 خلعت ناز تجرد خانه زادان عدم را
 ديدِ حق ديدن ديدار فقير

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

معنی طاهاست صورت بای بسم الله را
يا بود بدر تجلی شکل اله الله را
در رۀ التاج عروس وحی از سوی عدم
طرف رحمانيتش خظر است هر گمراه را
رستم حسن است همسر صفدرِ درد مرا
رزم جويد فوج آهم دشت وحشتگاه را
ناوک مژگان بشصت ناز بازوی نگاه
حرز ما و وفا سپر باشد دل آگاهرا
احمدا صد جای بگسسته نخ خام خرود
کی توانی عقد بستن رشتهء کوتاه را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *