» از همین شاعر
 از من از پير مغان و رۀ ميخانه بپرس
 ز پا فتادنم اينجا نفس کشيدن ما شد
 بدشت غم دلم ماوا گرفته
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 که خرمن دو جهان يکجو ز خوشهء من
 نفس آهسته کشيدن دل بيکار کجاست
 فرق کيوان پايمالم شد چو پوشيدم پلاس
 اگر ز ديدۀ غيرت حجاب می سپارد
 يارب اين موج است يا جوش خم لبريز ما؟
 غير از من بيچاره که از ياد فتاده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بی پرده ميزند بصد آهنگ ساز را
نی کيف و صوت زمزمه قانون نواز را
در بحث عشق چون و چرا در جواب نيست
در قدس حضرتش چه مجال امتياز را
زاهد نخوانده ييِ تو صلواة علی الدوام
تا حشر کس نکرد ادا اين نماز را
هر جا بخشت سر بنه و خواب ناز کن
می دان عذاب راحت بالين ناز را
در مجلسی که شعر من آيد در آن ميان
احمد بوجد افگند ارباب راز را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *