» از همین شاعر
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو
 بود عيسی نفسی بر سر بالينم دوش
 بسوی ما خبر مختصر ز يار نويس
 رموز وادی ايمن بياموز
 حيرت افزا صوت رحمانی شنو
 پرده از شاهد قدم بردار
 دمی به وادی غيرت ز خود رميده غزالم
 اگر تو جان ندهی می برد ملاحت يار
 باران شرر ز ابر بصر لرزد و ريزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در بهار درد نخل غم مرا سرسبزارانست
لاله زار داغ بالد آه سرو راستانست
شوق تير اندازی طفلی کنون آمد بکارم
ناوک آهم بخسته پس چرا اندر نشانست
علمی دارم که بی ايام روز و شب معاشم
طفليم پيرانه سالی عشق در پيری جوانست
باشد از سرچشمهء ظلمت نشان اين قطرهِ خور
در بيابان عذم خضر از گروه کم رهانست
از صراط المستقيم احمد هدايت گشت روشن
................................


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *