+ - x
 » از همین شاعر
 سینه ی کنده کنده یی دارم
 سر زلفت به هر کس تار دارد
 ز سر تا پا اداهايت قشنگ است
 امشب چه باعث است که خوابم نمی برد
 ای دوستان برای خدا ياد ما کنيد
 در عالم کثرتی به کثرت ميجوش
 اين بود خواهش يگانهٔ ما
 چرا چرا به بدی یاد می کنی نامم
 دل در برم خدايا سوز و گداز دارد
 صاحب اساس بودم و گشتم ملنگ هم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

گشتم دچار گردش دوران کمک، کمک
از سرگذشت خار مغيلان کمک، کمک
با خنده خنده عشق به مرگم دچار کرد
کارم رسيده است به پايان کمک، کمک
از ننگ و نام و پردۀ ناموس من مپرس
رسوا شدم ز دست نکويان کمک، کمک
شد سالها که گل شده شمع مزار من
رفتم مگر ز ياد عزيزان کمک، کمک
شيرين لبی که قيمت خود جان نهاده بود
خط کرد نرخ بوسه اش ارزان کمک، کمک
شور جنون عشق مرا عاقبت کشيد
مجنون صفت بسوی بيابان کمک، کمک
فرهاد وار عشقری در بيستون غم
کندم جگر به ناخن و دندان کمک، کمک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *