+ - x
 » از همین شاعر
 بیا بیا که جگرخون و بیقرار تو ام
 چشم مستت به عين جنگ مرا
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 يک عمر در پی تو دويدم دگر بس است
 شب و روز از پی سودای گيسوی تو می آيد
 از چه آهوان تست نشهٔ رميدنها
 ز چشم کور بر حال خرابم آب می آيد
 ز بیداد نکورویان مریض بستر عشقم
 برو جايی که کر و فر نباشد
 عمری خيال بستم يار آشنائيت را

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست
آلاب و تاب و راک تو سر تا به پا خوشست
دارم طلب به پای تو يک بوسه جان من
قرض مرا اگر بنمايی ادا خوشست
ناز و نعيم دهر نخواهد گدای تو
پهلوی دردمند ترا بوريا خوشست
نی ميل باغ دارد و نی خواهش قفس
در حيرتم که مرغ دلم در کجا خوشست
ای دل اگرچه طوف حرم فرض عين ماست
رفتن باهل عشق سوی کربلا خوشست
ای عشقری سلام طمع با کسی مده
الفت به هرکه می کنی بی مدعا خوشست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *