+ - x
 » از همین شاعر
 مجنون صفت به ناله و فریاد می روم
 در جهان گشتم گل بی خار نيست
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 ديده ام ديد و دل کشيد ترا
 صاحب اساس بودم و گشتم ملنگ هم
 شيرين گذشت و خاک ورا باد می برد
 مه من بخت نکو فال دارد
 توکلت علی الله می روم يار
 در لعل لبت گرچه حيات دو جهانست
 پی آن آهوی رم کرده بیجا کو بکو گشتم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مرا زياد محبت به خوبرويان است
چو بت پرستمشان تا که در تنم جان است
ز چشمه سار دلت قطرۀ به ديده رسان
که در خواص يقين دان چو آب حيوان است
به دردمند محبت دگر علاجی نيست
تحملی اگرش هست درد درمان است
به دوش حيدری ما تو بار ناز منه
که گشته از غم تو چون هلال و کمجان است
ستم شعار مرا اينقدر بگو دربان
فتاده عشقری در پشت در بگريان است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *