+ - x
 » از همین شاعر
 رميده آرزوهايم ز آغوش
 باز امشب ای رقیبان ساز می خواهد دلم
 تا دل به چين کاکل يار آشيانه ساخت
 خون شدم، رنگ حنای تو مرا ياد آمد
 به افسوس و به حرمان گشته يی يار
 ساز من ساز مست آهنگ است
 من نمی گويم به عالم روزگار از من نشد
 جان به لب آمده و نیست بسر هیچ کسم
 در ميان سينه ام دل می خورد بسيار چرخ
 گر شود زاهد دچار ساز پرجوش رباب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سر گرفته است کار من امروز
پخته شد اعتبار من امروز
حرف قتلم سپيد خواهد شد
سرخ پوشيده يار من امروز
می زند چرخ از جفای کسي
سوی گردون غبار من امروز
داغ و دردی که بار خاطر بود
آمد آخر به کار من امروز
طالع و بخت خويش را نازم
يار شد سردچار من امروز
خار حسرت شد آرزوهايم
سر کشيد از مزار من امروز
بر سر راهش عشقری مُردم
ختم شد انتظار من امروز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *