+ - x
 » از همین شاعر
 شور صد صحرا جنون گرد نمکدان شما
 کسی در بندغفلت مانده ای چون من ندید اینجا
 خار غفلت می نشانی در ریاض دل چرا
 آخر به لو ح آ ینهٔ اعتبار ما
 فرصتی داری ز گرد اضطراب دل برآ
 کافرم گر مخمل و سنجاب می باید مرا
 حسابی نیست با وحشت جنون کامل ما را
 اگر مردی در تسلیم زن راه طلب مگشا
 درین وادی چسان آرام باشدکارونها را
 پل و زورق نمی خواهد محیط کبریا اینجا

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۱

جولان ما فسرد به زنجیر خواب پا
واماندگی ست حاصل تعبیر خواب پا

ممنون غفلتیم که بی منت طلب
ما را به ما رساند به شبگیر خواب پا

واماندگی ز سلسلهٔ ما نمی رود
چون جاده ایم یک رگ زنجیر خواب پا

در هر صفت تلافی غفلت غنیمت است
تاوان ز چشم گیر به تقصیر خواب پا

نتوان به سعی آبله افسردگی کشید
خشتی نچیده ایم به تعمیر خواب پا

اظهار غفلت طلبم کار عقل نیست
نقاش عاجزست به تصویر خواب پا

آخر سری به عالم نورم کشیدن است
غافل نی ام چو سایه ز شبگیر خواب پا

سامان آرمیدگی موج گوهریم
ما را سری ست بر خط تسخیر خواب پا

بیدل دلت اگر هوس آهنگ منزل است
ما و شکست کوشش و تدبیر خواب پا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *