+ - x
 » از همین شاعر
 شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
 باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده ای
 کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
 چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید
 هر دم سلام آرد کاین نامه از فلانست
 اندک اندک راه زد سیم و زرش
 ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
 چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
 بستگی این سماع هست ز بیگانه ای
 آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صد منی

 » بیشتر بخوانید...
 شراب شعر چشمهای تو
 عید است و آخر گل و یاران در انتظار
 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند
 به عجزی که داری قوی کن میان را
 هر صبح که روی لاله شبنم گیرد
 نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
 دوبیتی های هزارگی بخش ششم
 تحفه ی عید
 هولی روز های پاییز است، دامن باد ها پر از رنگ است
 روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
که عشق هست براق خدای می تازش
تبارک الله در خاکیان چه باد افتاد
چو آب لطف بجوشید ز آتش نازش
گرفت شکل کبوتر ز ماه تا ماهی
ز عشق آنک درآید به چنگل بازش
گرفت چهره عشاق رنگ و سکه زر
ز عشق زرگر ما و ز لذت گازش
در آن هوا که هوا و هوس از او خیزد
چه دید مرغ دل از ما ز چیست پروازش
گهی که مرغ دل ما بماند از پرواز
که بست شهپر او را کی برد انگازش
مگو که غیرت هر لحظه دست می خاید
که شرم دار ز یار و ز عشق طنازش
ز غیرتش گله کردم به خنده گفت مرا
که هر چه بند کند او تو را براندازش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *