+ - x
 » از همین شاعر
 چه باده بود که در دور از بگه دادی
 نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
 پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
 وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
 ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی
 ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی
 گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
 ای جان و جهان چه می گریزی
 دریغا کز میان ای یار رفتی
 عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد

 » بیشتر بخوانید...
 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
  چشمه
 دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
 به گلشنی که دهم عرض شوخی او را
 باریکه راه سرنوشت
 کوهی برای تو خس وخاشاک می شود
 خم زلف تو دام کفر و دین است
 کيست آن کآهوی مشکين مرا رام کند
 دل دریا سکون بیگانه از تست
 سرم را چُرت دربستی گرفته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان
لیس من التراب بل معصره بلا مکان
خط علی کوسها کتابه شارحه
یا من من یشربها من الممات و الهوان
من تبریز نبعه منبته و ینعه
فها الیها جانب و جانب الی الجنان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *