+ - x
 » از همین شاعر
 طوبی لمن آواه سر فاده
 ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام
 برخیز و صبوح را برنجان
 فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
 بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
 عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن
 هل طربا لعاشق وافقه زمانه
 تا به کی ای شکر چو تن بی دل و جان فغان کنم
 یا رب این بوی خوش از روضه جان می آید
 امروز روز نوبت دیدار دلبرست

 » بیشتر بخوانید...
 یاد ابر های گذشته بخیر
 ف ا ص ل ه
 شوهرم قریه دار کوچه ماست
 غزلی برای کابل و این روز هایش...
 الهی پاره ای تمکین رم وحشی نگاهان را
 ناله ای در سکوت
 قصهء دلکش نگار بگو
 زیبا در زندان
 خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو
خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو
از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو
هم بسوزی هم بسازی هم بتابی در جهان
آفتابی ماهتابی آتشی مومی بگو
گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن
تو چه دودی و چه عودی حی قیومی بگو
ای دل پران من تا کی از این ویران تن
گر تو بازی برپر آن جا ور تو خود بومی بگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *