+ - x
 » از همین شاعر
 خداوندا چو تو صاحب قران کو
 عزیزی و کریم و لطف داری
 جان حیوان که ندیده است بجز کاه و عطن
 این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی
 گفتی که گزیده ای تو بر ما
 ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
 این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله ای
 سی و هفتم
 سیدی انی کالیل انت فی زی النهار
 هر کی از نیستی آید به سوی او خبری

 » بیشتر بخوانید...
 آیت غرور
 پرندگان
 گرچه شيطان اينست بسر انکار است
 جهان در چشم زن دریاست دریا
 ای شاه عرب میر عجم سرور اعلی
 بیمار
 به جان پیر خرابات و حق صحبت او
 موج زن هر طرف دريای حسن يار ماست
 کوچ
 خاکستر پروانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در کوی کی می گردی ای خواجه چه می خواهی
پابسته شدی چون من زان دلبر خرگاهی
گر بسته شدی از وی رسته ز همه بندی
نی خدمت کس خواهی نی خسروی و شاهی
شد خدمت تو دستان چون خدمت سرمستان
در آب سجود آری بی مسله چو ماهی
چون مست و خراب آمد سجده گهش آب آمد
فارغ ز ثواب آمد فرد از ره و بیراهی
کو ره چو در این آبی کو سجده چو محرابی
نی ظالم و نی تایب نی ذاکر و نی ساهی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *