+ - x
 » از همین شاعر
 اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
 صاف جان ها سوی گردون می رود
 دوش خوابی دیده ام خود عاشقان را خواب کو
 ای عربده کرده دوش با من
 مطربا عیش و نوش از سر گیر
 بغداد همانست که دیدی و شنیدی
 نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
 ای پرده در پرده بنگر که چه ها کردی
 جان پیش تو هر ساعت می ریزد و می روید
 مررت بدر فی هواه بحار

 » بیشتر بخوانید...
 نا تسلیم
 ضعیف نیستیم
 همیشه خواهش بالاتر است از بینی
 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
 نقاشی
 خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
 دل که تصویر تورا ثانیه یی یاد آورد
 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
 ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
 تا شنیدم که نیایی سخنم را یخ زد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
یا حبیب الروح این الملتقی اوحشتنا
حبذا شمس العلی من ساعه نورتنا
مرحبا بدر الدجی من لیله ادهشتنا
لیس نبغی غیرکم قد طال ما جربتنا
ما لنا مولا سواکم طال ما فتشتنا
یا نسیم الصبح انی عند ما بشرتنی
یا خیال الوصل روحی عند ما جمشتنا
یا فراق الشیخ شمس الدین من تبریزنا
کم تری فی وجهنا آثار ما حرشتنا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *