+ - x
 » از همین شاعر
 کجاست مطرب جان تا ز نعره های صلا
 ای هفت دریا گوهر عطا کن
 دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
 من اشتر مست شهریارم
 اندرآ با ما نشان ده راستک
 ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
 دوم
 ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی
 گویم سخن لب تو یا نی
 بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی

 » بیشتر بخوانید...
 شعر و شراب
 تصویر آرزوها
 چشم مستت به عين جنگ مرا
 غنچهء دل نشکفد الا به بستان سحر
 چشم ترا بر روی نعشم تر نمی خواهم
 حضرت بوش
 بسوزد مومن از سوز و جودش
 وحشی روش از حيرت يکتايی خويشم
 برخیز و بیا بتا برای دل ما
 ازل قيام ابد جلوهء خرامانش

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
وانکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟
وانکه سوگند خورم جز بسر او نخورم
وانکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست؟
وانکه جانها بسحر نعره زنانند ازو
وانکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟
جان جانست و گر جای ندارد چه عجب؟!
این که جا می طلبد در تن ما هست کجاست؟
غمزۀ چشم بهانه ست و زان سو هوسیست
وانکه او در پس غمزه ست دلم خست کجاست؟
پردۀ روشن دل بست و خیالات نمود
وانکه در پرده چنین پردۀ دل بست کجاست؟
عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد
وآنکه او مست شد از چون و چرا رست کجاست؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *