+ - x
 » از همین شاعر
 ما زنده به نور کبریاییم
 دلا چون واقف اسرار گشتی
 علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم
 جان و جهان! دوش کجا بوده ی
 بی تو بسر نمی شود، با دگری می نشود
 بادا مبارک در جهان سور و عروسی های ما
 ای ساقی باده معانی
 بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم
 دوم
 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده ای

 » بیشتر بخوانید...
 یک زوزه ی وحشتناک از حنجره آورده
 از آمدن بهار و از رفتن دی
 دیوانه تا نمُرد ازت چشم بر نداشت
 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
 اینک از شانه هایم
 خواب
 رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
 انتخاب من ز حسن يار سيب غبغب است
 نه وحدت سرایم، نه کثرت نوایم
 شبانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
زعفران لاله را حکایت کرد
چون جدا گشت عاشق از معشوق
نیمه ای خنده بود و نیمی درد
سست پایی بمانده بر جایی
پاک می کرد از رخ مه گرد
دست می کوفت نیز می لافید
کاین چنین صنعتی کسی ناورد
صعوه پرشکسته ای دیدی
بیضه چرخ زیر پر پرورد
باز شد خنده خانه این جا
رو بجو یار خنده ای ای مرد
ناز تا کی کنند این زشتان
بازگونه همی رود این نرد
جفت و طاق از چه روی می بازند
چون ندانند جفت را از فرد
بهل این تا بیار خویش رویم
آنک رویش هزار لاله و ورد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *