+ - x
 » از همین شاعر
 مستم از باده های پنهانی
 چند روی بی خبر آخر بنگر به بام
 دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را
 آن خواجه خوش لقا چه دارد
 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
 یا رب توبه چرا شکستم
 مرا هر لحظه قربان است جانی
 مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
 مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو
 بخش نخست

 » بیشتر بخوانید...
 اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 در برابر خدا
 بوصل یار اگر در می گرفتم
 سفر بخير برو
 در پیکر من سیخ و جگر می روید
 چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
 عروس
 انتخاب
 در ظلمت از چشم يقين آنکس که ايوان يافته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
پنهان شده و افکنده در شهر پریشانی
ای آتش در آتش هم می کش و هم می کش
سلطان سلاطینی بر کرسی سبحانی
شاهنشه هر شاهی صد اختر و صد ماهی
هر حکم که می خواهی می کن که همه جانی
گفتی که تو را یارم رخت تو نگهدارم
از شیر عجب باشد بس نادره چوپانی
گر نیست و گر هستم گر عاقل و گر مستم
ور هیچ نمی دانم دانم که تو می دانی
گر در غم و در رنجم در پوست نمی گنجم
کز بهر چو تو عیدی قربانم و قربانی
گه چون شب یغمایی هر مدرکه بربایی
روز از تن همچون شب چون صبح برون رانی
گه جامه بگردانی گویی که رسولم من
یا رب که چه گردد جان چون جامه بگردانی
در رزم تویی فارس بر بام تویی حارس
آن چیست عجب جز تو کو را تو نگهبانی
ای عشق تویی جمله بر کیست تو را حمله
ای عشق عدم ها را خواهی که برنجانی
ای عشق تویی تنها گر لطفی و گر قهری
سرنای تو می نالد هم تازی و سریانی
گر دیده ببندی تو ور هیچ نخندی تو
فر تو همی تابد از تابش پیشانی
پنهان نتوان بردن در خانه چراغی را
ای ماه چه می آیی در پرده پنهانی
ای چشم نمی بینی این لشکر سلطان را
وی گوش نمی نوشی این نوبت سلطانی
گفتم که به چه دهی آن گفتا که به بذل جان
گنجی است به یک حبه در غایت ارزانی
لاحول کجا راند دیوی که تو بگماری
باران نکند ساکن گردی که تو ننشانی
چون سرمه جادویی در دیده کشی دل را
تمییز کجا ماند در دیده انسانی
هر نیست بود هستی در دیده از آن سرمه
هر وهم برد دستی از عقل به آسانی
از خاک درت باید در دیده دل سرمه
تا سوی درت آید جوینده ربانی
تا جزو به کل تازد حبه سوی کان یازد
قطره سوی بحر آید از سیل کهستانی
نی سیل بود این جا نی بحر بود آن جا
خامش که نشد ظاهر هرگز سر روحانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *