+ - x
 » از همین شاعر
 در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
 مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
 گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان
 دست من گیر ای پسر خوش نیستم
 ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
 چو در رسید ز تبریز شمس دین چو قمر
 سگ ار چه بی فغان و شر نباشد
 جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو
 تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
 آتش پریر گفت نهانی به گوش دود

 » بیشتر بخوانید...
 صندوق رأی
 بین دو بیداری
 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
 از برای تو
 قماش و نقره و لعل و گهر چیست؟
 نیست خاکسترما شعله صفت بسترما
 دوش بزمم رشک فردوس بر بينی بود بس
 ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
 گفتم كه گرد خود خط قرمز كنم،نشد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
امانت های چون جان را چه کردی
چرا کاهل شدی در عشقبازی
سبک روحی مرغان را چه کردی
نشاط عاشقی گنجی است پنهان
چه کردی گنج پنهان را چه کردی
تو را با من نه عهدی بود ز اول
بیا بنشین بگو آن را چه کردی
چنان ابری به پیش ما چه بستی
چنان خورشید خندان را چه کردی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *