+ - x
 » از همین شاعر
 هر سینه که سیمبر ندارد
 ای دشمن روزه و نمازم
 مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
 نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند
 برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
 هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
 سبک بنواز ای مطرب ربایی
 آه که دلم برد غمزه های نگاری
 ای چنگ پرده های سپاهانم آرزوست
 ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه

 » بیشتر بخوانید...
 نه بارم بر سر دوشی نباشد هم بدوشم بار
 فساد عصر حاضر آشکار است
 بیهوده ها
 نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
 در جاده ها رها كن حالا مسافرت را
 ابر سیاه جامه
 راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای
 بیا تا کار این امت بسازیم
 رو به روی تو زبانم بند می ماند عزیز!
 بروز عيد گريان می کنم يار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اتاک الصوم فی حلل السعود
فدم واسلم علی رغم الحسود
وصم وافطر و عید فی نعیم
لک العمر المبد بالخلود
فلا زالت تزف لک التهانی
مهناة من الملک الودود
فشکرا ثم شکرا ثم شکرا
لاوراد العطا خیرالورود
و سقیا ثم سقیا ثم سقیا
لجود بعد جود بعد جود
و کأسا قد سقیناه دهاثا
یری رقراقها تحت الجلود
ینابیع جرت شرقا و غربا
کانهارالجنان بلا رکود
و نیران الشباب موقدات
بسعد لا یخاف من الخمود
براح الروح روحی! قرعینا
و یا نفسی دعاک الجد عودی
و ارض الله واسعة فسیح
الی رب رف بالوفود
ینادی ربنا، عودوا الینا
اجبیونا و اوفوا بالعقود
ازهدا فی ملاقاتی و عندی
وجود، فی وجود فی وجود
ولم یخسر طلوب فی فنائی
ولم یمکن خلاف فی وعودی
خمش کردم که هر ناگفته ی را
بدیدم من که دیدی و شنودی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *