+ - x
 » از همین شاعر
1 آزادی
2 دمی با حافظ
3 ترا در خویش می بینم
4 ای زادگاه من
5 گلدان
6 تحفه ی عید
7 پاییز
8 امید محال
9 آرزو
10 باده ی عرفان

 » بیشتر بخوانید...
 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
 نیمه راه
 در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا
 چقدر با كلمات درنده ور بروم؟
 ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری
 بدرد مُرده کفن را، بسر گور بر آید
 باز رسیدیم ز میخانه مست
 آبسال
 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
 مکن مکن که روا نیست بی گنه کشتن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


در شوکت نیایش ابر و درخت و باد
در رویش طلایهء خورشید مامداد
در لغزش دوبارهء رهوار هر نفس
ای زادگاه من
من لحظه
لحظه
لحظه ترا سجنده می کنم

در انجماد فصل سپید شگفته گی
در شعله های خفته به خاکستر امید
در لابلای پویش اندیشه های تلخ
ای زادگاه من
من ذره
ذره
ذره ترا ناله می کنم

در وحشت تداوم نیرنگ خشمزا
در هیبت مسلسل زولانه و تفنگ
در امتداد غرش شیپور های مرگ
ای زادگاه من
من قطره
قطره
قطره
ترا گریه می کنم

کراچی - ۵ جدی ۱۳۷۳


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *