+ - x
 » از همین شاعر
1 چه خوش گفت اشتری با کره خویش
2 بسا کس اندوه فردا کشیدند
3 نهنگی بچه خود را چه خوش گفت
4 نوا از سینه مرغ چمن برد
5 تب و تابی که باشد جاودانه
6 نگاهش نقشبند کافری ها
7 نگاه تست شمشیر خدا داد
8 فرهنگ آئین رزاقی بداند
9 دل بیگانه خو زین خاکدان نیست
10 شیندم بیتکی از مرد پیری

 » بیشتر بخوانید...
 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
 خوشا آندل که از غم بهره ور بی
 نگاهی فر این جان در بدن بین
 ناآشتی
 فان وفق الله الکریم وصالکم
 بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
 بازگشت
 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
 چند از این راه نو روزگار
 این طرف و آن طرف

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بسا کس اندوه فردا کشیدند
که دی مردند و فردا را ندیدند
خنک مردان که در دامان امروز
هزاران تازه تر هنگامه چیدند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Abdul Muqim:

Masha Allah che yak gap haqeeqat ra gofta




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *