+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر خاک تو از جان محرمی نیست
2 جهان دل ، جهان رنگ و بو نیست
3 در صد فتنه را بر خود گشادی
4 جوانی خوش گلی رنگین کلاهی
5 چو اشک اندر دل فطرت تپیدم
6 خرد بیگانهء ذوق یقین است
7 کبوتر بچه خود را چه خوش گفت
8 دل بیگانه خو زین خاکدان نیست
9 به ما ای لاله خود را وانمودی
10 جهان مهر و مه زناری اوست

 » بیشتر بخوانید...
 دشمن خویشیم و یار آنکه ما را می کشد
 یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
 دمی با حافظ
 ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری
 خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
 آمدستیم تا چنان گردیم
 قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
 صد خمار است و طرب در نظر آن دیده
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 فریاد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

حرم جز قبله قلب و نظر نیست
طواف او طواف بام و در نیست
میان ما و بیت الله رمزیست
که جبریل امین را هم خبر نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *