+ - x
 » از همین شاعر
1 دلی چون صحبت گل می پذیرد
2 کهن پروردهء این خاکدانم
3 خدایا وقت آن درویش خوش باد
4 نپنداری که مرد امتحان مرد
5 چه شیطانی خرامش واژگونی
6 جهان را محکمی از امهات است
7 فرنگی را دلی زیر نگین نیست
8 چو بلبل نالهٔ زاری نداری
9 گهی جویندهٔ حسن غریبی
10 در دل را بروی کس نبستم

 » بیشتر بخوانید...
 خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
 مرگ
 مرا با مصحف روی تو سوگند
 آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
 ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی
 نزد من به ز وصل هجرانست
 خشم
 گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
 وقت آمد توبه را شکستن
 در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲

نهنگی بچه خود را چه خوش گفت
به دین ما حرام آمد کرانه
به موج آویز و از ساحل بپرهیز
همه دریاست ما را آشیانه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *