+ - x
 » از همین شاعر
1 ز نور شمع من بزم رقیبان روشن است امشب
2 کمترین بنده بود مهر گل روی ترا
3 ای دلبر سنگین دل و سیمین بدن من
4 ای قاصر از ادای صفاتت زبان ما
5 پر خون بود از یاد لبت شیشه ی عاشق
6 می دهد سرمه فسون نرگس شهلای ترا
7 زعشاق رنجیدنت را بنازم
8 هرچند ز دست تو خراب است دل ما
9 گشته مهمان من آن سرو خرامان امشب
10 ای شاه عرب میر عجم سرور اعلی

 » بیشتر بخوانید...
 طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
 عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
 ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو
 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
 وقتی که شعر وسوسه انگیز می شود
 این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
 در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
 مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
 گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
 نگر خود را بچشم محرمانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای دلبر سنگین دل و سیمین بدن من
یک لحطه بشین در بر و بشنو سخن من
خود را بتو گم کرده چنام که ندانم
من جان و تو تن، یا تو شده جان و تن من
مهرت بدلم جای چنان کرده که فردا
در حشر زند بوی تو سر از کفن من
در باغ شده جمع گل و قمری و بلبل
بخرام تو ای سرو چمان در چمن من
در خواب شبی گر لب لعل تو ببوسم
آن صبح دمد بوی گلاب از دهن من
از آفت گل مرغ چمن خار نشین است
هر جا که تو باشی بود آنجا وطن من
آن یوسف من تا شده مخفی ز برم دور
این کلبه ی تنها شده بیت الحزن من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *