+ - x
 » از همین شاعر
1 دجود است اینکه بینی یا نمود است
2 نگاه تست شمشیر خدا داد
3 اگر اینب و جاهی از فرنگ است
4 بچشم من جهان جز رهگذر نیست
5 حریف ضرب او مرد تمام است
6 یقین دانم که روزی حضرت او
7 تو در دریا نئی او در بر تست
8 دل آن بحر است کو ساحل نورزد
9 تب و تابی که باشد جاودانه
10 الا ای کشته نامحرمی چند

 » بیشتر بخوانید...
 فریادی از کوچه
 کردم رقم به کلک نفس مد ناله را
 چاقو بزن! بریزان، از سینه آه آدم
 بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بيا
 باورشکن
 باران
 افسوس که من جدا زخاکت مردم
 به پیشگاه مولانا
 به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چه گویم رقص تو چون است و چون نیست
حشیش است این نشاط اندرون نیست
به تقلید فرنگی پای کوبی
به رگهای تو آن طغیان خون نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *