+ - x
 » از همین شاعر
1 نهان اندر دو حرفی سر کار است
2 تب و تابی که باشد جاودانه
3  ضرب تیشه بشکن بیستون را
4 ترا از آستان خود براندند
5 فتادی از مقام کبریائی
6 دلی چون صحبت گل می پذیرد
7 ندانی تا نباشی محرم مرد
8 اگر پندی ز درویشی پذیری
9 بدست من همان دیرینه چنگ است
10 قلندر میل تقریری ندارد

 » بیشتر بخوانید...
 امیر دل همی گوید تو را گر تو دلی داری
 در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
 مست شدی عاقبت آمدی اندر میان
 حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
 ای آنک تو خواب ما ببستی
 ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی
 سر فرو کن به سحر کز سر بازار نظر
 دریایی
 قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نگاهش نقشبند کافری ها
کمال صنعت اوزری ها
حذر از حلقهٔ بازارگانش
قمار است این همه سوداگری ها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *