+ - x
 » از همین شاعر
1 نشد از پرده تنها حق رخ تابیدنم پنهان
2 برآنم تا که از تو دل بگیرم
3 سُهشی
4 لبخند
5 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
6 اگر میشد که دود سوختن را گریه میکردم
7 بی تو یک شب دختر رویا شدم
8 فقط یکبار مینازم به بختم
9 باورشکن
10 ترا من سخت بیجا دوست دارم

 » بیشتر بخوانید...
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو
 یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
 چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
 هر ذره که بر بالا می نوشد و پا کوبد
 بسا کس اندوه فردا کشیدند
 خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی
 رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
 آینه ام من آینه ام من تا که بدیدم روی چو ماهش
 تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
 دلم من خانه ی یک قرن خون است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دردیدهً من بسکه هوس انگیزی
چون وسوسهً شکستن پرهیزی
تا نام ترا در دهنم بگذارم
بنگر که ز هر کنج لبم میریزی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حسات:

بسی زیباست




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *