+ - x
 » از همین شاعر
1 نسیمی مژده یی آورده امشب
2 زپیراهن تنت را گر ربایم
3 باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت
4 سُهشی
5 پرتگاه
6 مرد مسلمان
7 بی تو یک شب دختر رویا شدم
8 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
9 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
10 قد کوتاه حقم را که دیدم

 » بیشتر بخوانید...
 الا میر خوبان هلا تا نرنجی
 چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی
 من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
 تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
 مست خوابی و نرگست باز است
 خط آفتاب
 نوبهار دگری می وزد از سوی نفس
  این چهره ی روز گار است
 چه عیدست اینکه قربانت نگشتم
 سونامی فریاد

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

مرغک شکسته بال لای لای مادری

غم نوشت کودکش به نوحه ها گرفته

می سرود



دخترم! عروس قرن من!

درشگوفه های کودکی

ازچه فصل برگ و بار را به گل نشسته ای؟

ترسم همچو من

خوشه ای نچیده از بهار زندگانیت

پیرمردی در کمین بخت تو ستاده

چنگ می زند به جلوه خیز قد نماییت

می برد ترا به بازوان زرد خویش

تیشه بعد تیشه می خورد

قامت رسای سبز نوجوانیت

یک شباب عشق را

می زند خشک

در تراوت جوانه های گلفشانیت

برگ های آرزوی ریخته

دامنی زخار

می زند بدیدگان شادمانیت

زخم تر به ناله ات گرفته

دردها دریغ ها ترا خمیدنیست

دخترک بخواب رفت و مادرش گریست

مادرش گریست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *