+ - x
 » از همین شاعر
1 مرد مسلمان
2 تا یک نگه بینم ترا یک عمرت ارمان میکنم
3 قد کوتاه حقم را که دیدم
4 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
5 تشنه
6 سُهشی
7 می واژه
8 بی تو یک شب دختر رویا شدم
9 ترا بهر ربودن دوست دارم
10 شباهنگ

 » بیشتر بخوانید...
 صبح آمد و صحیفه مصقول بر کشید
 بگویم مثالی از این عشق سوزان
 به پیشت نام جان گویم زهی رو
 کله بی سوژه
 چرخ فلک با همه کار و کیا
 هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
 بی بازگشت
 باور
 من آن ماهم که اندر لامکانم
 پس از مدتی اندوهیدن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینه ی گویاست پارسی

از هر دهن ز بسکه دل انگیز می چمد
گویی سروش بردن دلهاست پارسی

شبها نیوشه، کودک گهواره ی مرا
شیرینی ترانه ی فرداست پارسی

برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را هنرکده آراست پارسی

آوازه ساز بلخ و سمرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریوا ست پارسی

فردوسی و سنائی و خیام و مولوی
حافظ فروغ و رابعه ی ماست پارسی

از رودکی و حنظله تا روزگار من
آمو ترین سروده ی دریاست پارسی

پیشینه ی ترا ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزاره هاست که برپاست پارسی

نازم به یادگار نیاکانیم، نگر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی

برگیزه ی شناسه ی من، وخش چامه ام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی

پرپر کنم درود، « بهارِ سعید » را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *