+ - x
 » از همین شاعر
1 شهر بی دروازه
2 اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند
3 رنگ انگشتان
4 خم نیرنگ
5 مگو که غربت این باغ را تماشا نیست
6 سام اسامه
7 تلاش کرگسان
8 گیر لیورس
9 پوستین چپه
10 فلتر شکن

 » بیشتر بخوانید...
 رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
 از من جدا مشو که توام نور دیده ای
 هفدهم
 آنچ در سینه نهان می داری
 گر علت مرگ را دوا می کردند
 کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی
 تشنه
 تو جانا بی وصالش در چه کاری
 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند
 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رسوایی

کدامین بد که ما باخود نکردیم
چه رسوایی که هرجاشد نکردیم
به روی صفحةی رایانةِ دل
دریغا عشق را دانلود نکردیم

........

هستۀ آه

نگاهی کن به سونامی راهی
تباهی درتباهی تباهی
بترس ازانفجارهستۀ آه
که آردبرسرت هرچه نخواهی

.....

سونامی فریاد

سخن کوته بخواهی یانخواهی
گرفتاری به امواجِ تباهی
زسونامی فریادم حذرکن
من وپس لرزه های بی گناهی

.......

کات کات

بکش ازسینه تیرتندآهی
بجوبهرخلاص خویش راهی
زهرچه بر� � مردی کات کاتند
به رنگ بازی اینان نگاهی

..........

طالبان انگلیسی

توومن تاکه منصوب رییسیم
گدای گشنه چشم کاسه لیسیم
کلاس ما کلاس ناجوانیست
ازان روطالبان انگلیسیم

.......

رادیواکتیف

رفیق بند هرچه کیف گشتیم
کتاب طعنه راتالیف گشتیم
تشعشع های دل کاهش ندارد
حریف رادیواکتیف گشتیم

.....

راه فرار

به نیروگاه فکر ماگذاری
اگرداری هوای انفجاری
نداری گر به لرزی یانه لرزی
زسونامی ماراه فراری

.......

فلتررشتر

زمان ازفلتر رشترگذشته
زمین اززندگانی درگذشته
چنان درسیل ماتم غرق غرقیم
که دیگر آب فکرازسرگذشته

........

اشک آویز

چنان سیل سونامی تیزگشته
که اندیشه به دستش ریزگشته
زبانها مو برآورده زفریاد
دوچشم قصه اشک آویزگشته

.......

آیینۀ جنگ

به پای هرکه سنگی ازستیزه
وطن آیینۀ جنگ و گریزه
مبادازدستِ جهلِ ما که روزی
تغاری بشکنه ماسی بریزه

..........

نرم افزار
چرا برگردن دل بار گردیم
به پای هر امیدی خارگردیم
خوشاروزی که تا اقصاء گیتی
صفارا فُرم نرم افزار گردیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *