+ - x
 » از همین شاعر
1 از کابل تا دوبی
2 زن زدن
3 خره شو
4 فش فش دیگ بخار
5 اصلاً چرا؟
6 علت مرگ و زندگی
7 راپورهای واصله امپورت می شود
8 نقد مدرن
9 از خود و بیگانه
10 ماجرای این و آن

 » بیشتر بخوانید...
 اگر دوباره نیایی
 راح بفیها و الروح فیها
 جسته اند دیوانگان از سلسله
 چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست
  نهاد عاطفه
 با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی
 چرا بسيار کاهش می کنی يار
 میرود آب رخ از باده ی گلرنگ مرا
 انتخاب
 عمری خيال بستم يار آشنائيت را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


سلام! ای که حضورت چو شهد شیرین است
سرین خویش بجنبان که مهد تمکین است
تو طفل دایه یی دوری ولی کفن کش ما
به انتظار تو با پنجه بکس و قمچین است
اگر شنیده ای کین جا خوش است باید گفت
برای لت خوردن جای خوب تمرین است
میان موزیم ذهن ما عتیقه شدی
درین زمان که کم از کم زمان ماشین است
قدم زداخل یخچال فکر ما بردار
که هر چه بوده دراین کلّه ها قرنطین است
کسی ضمانت جانت نمی کند اینجا
به کف بگیر که هر جا نه جای تضمین است
شب گذشته که ذکر تو رفت می گفتند
که فیل اگر نبودلااقل که دلفین است
تو پشت ذایقۀ ما مگردکزبهرش
یکی ست گر شکلاداست یاکه سرگین است


دسامبر، 2003


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *