+ - x
 » از همین شاعر
1 لگد
2 دلهای گریخته
3 راپورهای واصله امپورت می شود
4 از آدم تا بوزینه
5 کله بی سوژه
6 آقا و عقل
7 آن سوی خط
8 عمر خبیث
9 خره شو
10 قند و قروت

 » بیشتر بخوانید...
 گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
 منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
 هر کجا بوی خدا می آید
 نیستی پیشه کن از عالم پندار برآ
 ما شادتریم یا تو ای جان
 ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می روی
 دارد درویش نوش دیگر
 این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
 گلدان
 ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


موزۀ انتظار من رفته که بوت می شود
آن همه حرف و ادعا قند و قروت می شود
لاف غریب می زدی کار عجیب می کنی
قلعۀ وعده های تو چون الموت می شود
آنچه که می کنی، نگو، وآنچه نمی کنی، بگو
کیست که متهم کند، با چه ثبوت می شود؟
" هین کژو راست می روی بازچه خورده ای بگو"
وه که شروع کار تو از هَپَروت می شود
موش تو خود چو فیل شد فیل ولی ذلیل شد
بیضۀ فیل بهر تو خستۀ توت می شود
گول نمی زنی چرا، پاس نمی دهی مرا
هیچ خبر نمی شوی توپ که شوت می شود
آن ِتو این و این ِ تو، چیست بگو به دین تو
ثور تو گاو نیست، هان، گاو تو حوت می شود
بسته ای جن به شیشه ات، بازچه وعده داده ای
وعدۀ دیو بی خدا کز بَرَهوت می شود؟
فاژه مکش که خواب خوش، باز فریب می خورد
دختر ِ هوش و گوش من، عاق ِسکوت می شود
گپ نزنم که می زنی گپ به زبان جرمنی
"چوس" که بین ماوتو هرچه"کپوت" می شود *

Kaputt - خراب، شکسته
Tschüss – خدا حافظ


دسامبر 2007، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *