+ - x
 » از همین شاعر
1 پلان ها و فلان ها
2 راست و دروغ
3 استخاره های انتخاباتی
4 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
5 خواب رندانه
6 معنای تجدد
7 حسن تعبیر
8 نرخ زن
9 آزادی اندیشه
10 تاپ و تیپیک

 » بیشتر بخوانید...
 سحر از پی ندارد شام غمگینی که من دارم
 مست ها دروغ نمی گویند
 عاشق روی جان فزای توییم
 آیینه بمان پیش رخت، رنگ بینداز
 اندرآ ای مه که بی تو ماه را استاره نیست
 عاشقی و بیوفایی کار ماست
 بیا زرتشت
 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
 هرکس که به ازدواج پابند شود
 معشوقه بسامان شد، تا باد چنین بادا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


خرم آن روز کز این منزل ویران برود

اشک از دیدۀ ما لوله و لوپان برود *

از پی بدرقه در شهر هیاهو افتد

وای، گودبای کنان خسرو خوبان برود

کارها کرده فراوان، همه اش کارستان

لازم آن است که امروز فراوان برود

پیش سعدی به گلستان نرود جا تنگ است

جای دارد که به انگلند و به آلمان برود

پارلمان جای عجیبی ست به آنجا چه کند

مشکل جای اگر نیست به جاپان برود

بهر یک ضایعه یک لایحه تصویب شود

وقت آن است که کیک از تن و تنبان برود

راه، کژراهه شود، مصلحت آواره شود

خرم آن روز که از راه و خیابان برود



* لوله ولوپان ( لُ لَ لُ ): سرگردان و پریشان



15 فبروری 2008، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *