+ - x
 » از همین شاعر
1 دوتا نگاه
2 علت مرگ و زندگی
3 خره شو
4 کرامات دموکراتیک یک شیخ
5 علاج چشم عمر
6 دوران انتقالی
7 کی با ما؟
8 سینما
9 آشپزخانه
10 عقلنامه

 » بیشتر بخوانید...
 از عموهایت
 تا دل مسکین من در کار تست
 یک دامن بهار
 گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
 لی حبیب حبه یشوی الحشا
 نوروز
 چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
 طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
 چاقو بزن! بریزان، از سینه آه آدم
 سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دگر نمانده پتاقی چو در خزانۀ من *
گلا به روی تو، دختر شده است خانۀ من
چه طالع ِ پدر آزار دارم ای مادر
به پشم او همۀ زحمت شبانۀ من
جواب خلق و خدا را چه گویم، از خجلت
فقط که گم شده پشتارۀ بهانۀ من
نه جَفر و جادو وجَنبل نه انتر و مَنتر
اثر نمود به تقدیر خرکسانۀ من
چه می خورم که مرا ماده پشت می سازد **
لگد بزن به دل و خایه و مثانۀ من
هزار بار غُرمباد خوردم و گویا ***
نبود ذرۀ مردی به آب و دانۀ من
به مفت آبرَو ِ آبرُوی من گِل شد
مگر به درز غلط رفته بود فانۀ من
خبر برای قومندان توپچی ببرید
که بی دفاع شده قلعه و تهانۀ من ****
خدای پاک اگر می دهی، نرینه بده
نرینه گفته به درد آمده است چانۀ من
خوشم از این که به فضل خدا دوگانه نشد
ضریب شرم من و خجلت یگانۀ من
چه لاف می زدم از مردی و در آ خر کار
گلا به روی تو دختر شده است خانۀ من

جنوری 2005، هامبورگ، کاکه تیغون

* پتاقی : مواد قابل انفجار ؛ بیشتر به معنای باروت است
**ماده پُشت : کسی که جز دختر به جهان نیاورد
***غرُمباد ( قرنباد، قرمبات) : زیرۀ رومی، زیرۀ سیاه
****تهانه (تَ ) : قلعۀ کوچک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *