+ - x
 » از همین شاعر
1 راپورهای واصله امپورت می شود
2 مادر سلام
3 مناظره بن لادن با امیر المومنین ملا محمد عمر
4 تدبیر مهمانی
5 از اضغاث احلام یک ملاّ
6 در مدح بزرگان زمانه
7 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی
8 هیچ و پیچ
9 سینما
10 فلتر کن و فلتر کن

 » بیشتر بخوانید...
 ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی
 از آمدنم نبود گردون را سود
 جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
 سماع آرام جان زندگانیست
 مکن سراغ غبار ز پا نشستهٔ ما را
 ز شهر فجر پیام آوری ظهور نکرد
 ای آنک تو خواب ما ببستی
 به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
 غزل بدخشان
 اگر مر تو را صلح آهنگ نیست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱



"غلط نمی شنوی، راست بی فروغ شد ه "

" گمان من دلکت یک کمی دروغ شده
چرا دروغ؟ مگر راست قحط گردیده؟ "

"نخیر، نی، مگرم چون مگس به دوغ شده"

"چه حرف ها و چه گپ ها، چه آمده کامروز
گل زبان تو آتش شده و قوغ شده؟ "

" بلی، ولی تو خودت عادلی قضاوت کن
ببین تمیز چه سان گاو زیر یوغ شده
چه روزگار بدی، قاضیانه باید گفت
کلاه هرچه دروغ است مثل توغ شده "

" عجب صلا زده ای، من نه قاضی ام نه خرم
که حرف مفت کسی را به پول خود بخرم "

" قسم به آنچه که حرف مرا به آن نخری
خری، خری، نخری، سخت و پخته کوروکری "

" نه کورم و نه کرم نی ذلیل چشمانا
که فرق حضرت بوش از دو بیضه نتوانا
به مود روز بیاندیش ای دگر اندیش
به کام دل برسی عادلانه از پس و پیش "

" حریف مصلحت اندیش، مرد امروزی
کلاه تازه برای دروغ می دوزی "

*****
زمان حضرت بوش است، یاوه کس نشنفت
دگر دروغ نمانده ست، راست باید گفت

دسامبر، 2005، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *