+ - x
 » از همین شاعر
1 از خود و بیگانه
2 برای معشوقه پیر
3 ظاهرشاه در حدیث رفتگان
4 خره شو
5 دیشب
6 سبک انتحاری
7 علمای عزیز
8 طالبان
9 گلا به روی تو
10 طرز خوبان

 » بیشتر بخوانید...
 ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
 بیار باده که اندر خمار خمارم
 بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف
 سیزدهم
 ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
 به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
 جان من و جان تو بستست به همدیگر
 همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
 وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
 زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

علاج چشم عمر، گفت طالبی پشما
که یک ضعیفه بشاشد دو قطره در چشما
ز کاروان ضعایف به کار شد، چندا
اگر چه کوشش بسیار، شاش شد بندا
عجایب است که یک قطره هم سراب شدا
گرفت، کار ِ خودش پس خودش به دست ِ خودا
به سوی سقف به نیم نگه نظر کردا
که من نه مطرب و دیوثم و نه نامردا
ایا خدای تعالی، پلان تو چونا
بماندا نظر من چو بخت ِ مجنونا؟
نه از سپهر و نه از سقف آمدی بانگا
چو توپ رفته که آید به وقت ِ پینگ پانگا
یکی ز جمع ضعایف که قصه اش مُفتا
به استناد طبیبی بزرگ می گفتا
همان دو قطره که درمان چشمت از آنا
بباید آن به دهان تو کرد، حیوانا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *