+ - x
 » از همین شاعر
1 افسانه من
2 نه من دیگر نمی خندم
3 سکوت
4 گل سرخ و گل زرد
5 آهنگی در سکوت
6 الا ای رهگذر

 » بیشتر بخوانید...
 هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
 تا چند زنم بروی دریاها خشت
 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد
 محاق
 سوگ سرود ۲
 من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
 ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
 ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
 گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی
 ای دل شکایت ها مکن تا نشنود دلدار من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گل سرخی به او دادم، گل زردی به من داد
برای یک لحظه ناتمام، قلبم از تپش افتاد
با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری؟
گفت : نه باور کن،نه! ولی چون تو را واقعا دوست دارم، نمی خواهم
پس از آنکه کام از من گرفتی، برای پیدا کردن گل زرد، زحمتی
به خود هموار کنی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *