+ - x
 » از همین شاعر
1 درخت
2 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
3 دو رباعی
4 خیال من یقین من
5 ملت من
6 عشق چیست؟
7 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
8 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
9 مادر
10 من و دریچه ی من

 » بیشتر بخوانید...
 قند و قروت
 که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
 چند دویدم سوی افندی
 ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
 پيکر آن ماه سيما نقرۀ خام است و بس
 سرافرازی ذلت
 امروز دیدم یار را ، آن رونق هر کار را
 دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
 برگ عمر
 مادرم رفته است پیر شود پدرم اندكی جوان مانده ست

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۱۳

به هوای تازه ماند غزل من و غم من
به خدا ترا رساند غزل من و غم من
همه اش سلام عشق است و كلام آشنایی
همه نور می فشاند غزل من و غم من
ز ادای مهربانی به مباركی رسیده
كه به نیمه ره نماند غزل من و غم من
چو قلندران صافی چو برهنه گان صادق
دغل و دغا نداند غزل من و غم من
به زمین شوره ی جان و به خاكتوده ی دل
گل سرخ پروراند غزل من و غم من
به قلمرو دل انگیز تخیلم فرود آی
كه همای می پراند غزل من و غم من

كابل ١٣٦٨ ه ش


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد شکیب سخا:

ضمن عرض سلام خدمت مدیر و یا مسؤل ( پنجره)
اثری که از مرحوم و شاد روان قهار عاصی درج کردید بسیار زیبا و به امید اینکه منظومه های بیشتر از آن شاعر فقید درج شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *