+ - x
 » از همین شاعر
1 تقدیم به زنی که در آن سوی آّب ها غمگین و تنهاست
2 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
3 از خواب لرزان می پرم، بر قسمتم شک می کنم
4 شب آنقَدر شب است كه ترسانده زاغ را
5 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا
6 از خود جدا نمی کند این بخت بد مرا
7 غزلی در چرخیدن...
8 غرور و ناز تو زیباست با زنانه گی ات
9 لب تو شیره ی انگور و گُل تریاك است
10 بگیر باز تبر را... بگیر! ابراهیم!

 » بیشتر بخوانید...
 حد البشیر بشاره یا جار
 عمری به سر دویدم در جست وجوی یار
 بخش دوازدهم
 آن کس که ز جان خود نترسد
 منه از کف چراغ آرزو را
 یقین دانم که روزی حضرت او
 به رسیدن وصالت بخدا تلاش دارم
 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
 هوشم ربوده ماه قدح نوشی
 زنده گی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از خود جدا نمی کند این بخت بد مرا
این راه تا کجای جهان می برد مرا؟

دستان نفرت تو مرا از تو دور کرد
یا مارهای شانه ی تو نیش زد مرا؟

من ماندم و سیاه ترین سرنوشت که
او هم شروع کرد به مشت و لگد مرا...

او سرنوشت نه که تو بودی...که گریه کرد
در ازدحام ثانیه ها رد به رد مرا

یعنی که در مقایسه، بخشید آسمان:
بالین پر ترا و لحاف لحد مرا

یعنی که در کنار تو خشکید چند رود
...یعنی رها نکرد غمت تا ابد مرا

***

سویم زبان کشیده هزاران هزار مار...
کافی ست! آخ! های خدا! تا چه حد مرا...؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *