+ - x
 » از همین شاعر
1 سرود مردی که تنها راه می رود
2 بارون
3 شبانه
4 تابستان
5 شبانه
6 سرچشمه
7 بازگشت
8 شبانه
9 مرغ باران
10 تعویذ

 » بیشتر بخوانید...
 دلتنگی
 زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
 جهان تا از عدم بیرون کشیدند
 در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
 ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
 زنهار مرا مگو که پیرم
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
 امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن
 ای گشته ز شاه عشق شهمات
 دردم از یار است و درمان نیز هم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

طرفِ ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمی کند
کلمات انتظار می کشند



من با تو تنها نیستم، هیچ کس با هیچ کس تنها نیست
شب از ستاره ها تنهاتر است...







طرفِ ما شب نیست
چخماق ها کنارِ فتیله بی طاقتند



خشمِ کوچه در مُشتِ توست
در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل می خورد
من تو را دوست می دارم، و شب از ظلمتِ خود وحشت می کند.



۱۳۳۴


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *