+ - x
 » از همین شاعر
1 کویر
2 مادر
3 کیستم من
4 بوزینه و انسان
5 خروش خفته
6 اندر ستایش خدا
7 نخل امید
8 طفل یتیم
9 امید محال
10 نور امید

 » بیشتر بخوانید...
 باز ساعت روی شش افتاد، پیهم زنگ زنگ
 روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
 رخصت نظاره ای گر می دهد جانان مرا
 دوبیتی های هزارگی بخش پنجم
 ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
 از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار
 ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان
 هرچند که در هستی خود خاک ندارم
 بکش بکش که چه خوش می کشی بیار بیار
 دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

رود هستی هرکجا در پیچ و تاب دیگریست
هر زمان در زندگانی انقلاب دیگریست

کاروان عمر هردم میرود سوی فنا
لحظه ها چون موجها هریک حباب دیگریست

رقص آتش در حریم عشق برپا میشود
نبض گمراه هوس در اضطراب دیگریست

موج دریای خیالم نیست نیرنگ سکوت
ساحل اندیشة او را حجاب دیگریست

نوبهار آرزو در دام آشوب خزان
سخت پیچید و کنون اندر شتاب دیگریست

کلبة گردون به من هرچند تاریک است لیک
نور دل از فیض عشق آفتاب دیگریست

ناله در ساز محبت کرد ایجاد جنون
ناز او نازم که هر نازش کتاب دیگریست

بزم آغوش حیاتم هست تاریک ای دریغ
ماه من هردم نهان زیر سحاب دیگریست

اوج غوغایم به شهر آوازة مستی نمود
اشک ماخون گشت و او پا دررکاب دیگریست

قبلة آمال شد آواره در دشت جنون
این تبسم بهر اندوهش نقاب دیگریست


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

قاسم درویش:

بسيا عالي




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *