+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر
2 آرزو
3 پندار
4 آزادی
5 اندرز
6 فردای دیروزین
7 رقص آتش
8 باریکه راه سرنوشت
9 بانگ آشنایی
10 رنگه هویت خود باخته اند

 » بیشتر بخوانید...
 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
 روم به حجره خیاط عاشقان فردا
 کوهی برای تو خس وخاشاک می شود
 دوش عشق شمس دین می باختیم
 چرا به خاطر گُل هر چه خار را بوسید؟
 فقر را در خواب دیدم دوش من
 فرست باده ی جان را به رسم دلداری
 گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
 ماه کُشی
 انتظار

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

فرا سوی دیار درد كآنجا

كاجهای غصه ها همواره میرویند

و میلاد شقایقهای باور را

به رگبار سرود تلخ نفرین جشن میگیرند

نهیب اهرمن جاریست

در گهوارهء لالایی رویای نافرجام

كه پولادین تبار رفته درتبعید را

بر ( باغهای سرخ و سبز ) خویشتن

هرلحظه میخواند

و آن سو . . .

در پس دیوار های ساكت نیرنگ

تمام نسلهای زیر چتر زنگارین هر پندار

به پیرامون گور خویشتن

خمیازه میكارند

و من با ده خزان اندوه

زان تبعیدگاه دور با این شعر می آیم :

( بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم )

( فلك را سقف بشگافیم و طرح نو در اندازیم )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *