+ - x
 » از همین شاعر
1 هودج معنی
2 طفل یتیم
3 پاییز
4 تعریف شعر
5 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
6 نخل امید
7 تبعیدگاه
8 بانگ آشنایی
9 ستاره (ادبیات کودک)
10 باده ی عرفان

 » بیشتر بخوانید...
 زندگانی صدر عالی باد
 ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
 پی آزار من يار از رقيبان ياد می آرد
 افسانه من
 حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی حالت
 مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند
 مرا هر لحظه قربان است جانی
 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
 روی خودم تا شده ام
 ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می روی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سرشكم رشته پرداز تو درجوش چكیدنها
خیال آیینه افشان تو درپیچ خمیدنها

چه دارد دربغل تمكین عرض جلوه ات یارب
كه تاگل میكند حیرت خرامد از رسیدنها

به افسون تعلق رفت تحقیق نیاز از كف
كه موج حلقة زنجیربند آرد دویدنها

زبس سودای امكان نقش بربال هوس دارد
جنون خمیازه میكارد به هامون رسیدنها

جبین سجده نسیانم عرقپردازخجلتهاست
كه ازبارتغافل پیشه كم دارد شنیدنها

طرب آهنگی عصیان خطردر آستین دارد
نسیم رحمتی، نورامیدی زان وزیدنها

به دامان قضا دست قدر مشكن كلاهم را
كه پاس آبروی رفته كی دارد ندیدنها

حضور التفاتی ناز اقبال پریشان را
كه دارد عنكبوت دهر برگٍردم تنیدنها

فسبحن الذی أقرب لنا من نفسنا دوماً
فإغفر ربنا و ارحم بحق اللیل یغشها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *