+ - x
 » از همین شاعر
1 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را
2 دل که تصویر تورا ثانیه یی یاد آورد
3 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
4 مهتاب مثل مردی، خوابید روی دریا
5 ما جهان را سر یک بوتل کنیاک زدیم
6 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
7 امشب کنار لاش خودت ساعتی بمان
8 یک جوی آب باران در پشت کوچه دند است
9 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
10 خط می زنم به هر چه که از تو نشانی است

 » بیشتر بخوانید...
 آن لعل در آبگینه ساده بیار
 ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
 آه در آن شمع منور چه بود
 در سوگ استاد شکوری
 ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
 اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری
 الا هات حمرا کالعندم
 ارجعی زآمدنش طبل و لوا دار بود
 گوش من منتظر پیام تو را
 نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

باز ساعت روی شش افتاد، پیهم زنگ زنگ
باز از جایت بخیزی مثل خر گنگس و گرنگ

یک طرف حلق و دهانت زهر واری بدمزه
یک طرف کابوس دیشب کله ات را کرده مَنگ

نیم ساعت صرف تشناب و سپس با چشم پُت
خیره شو آیینه را _ نی _ خیره شو بر یک ملنگ

روده خالی گشت و حالا فکر بعدی فکر نان
جستجو کن زهر ماری خواهد آوردی به چنگ

باز هم تصمیم رفتن سوی کار اما کجا
آن قدر فرقی ندارد شهرنو یا دهمزنگ

آسمان بارانی است و شهر در زیر غبار
کوچه هایش غرق لای و رهگذرها رنگ رنگ

باز دفتر، باز کارت، مثل ماشین مثل خر
پشت میزت می روی اوقات تلخ و خُلق تنگ

کار و کار و کار و کار و... با دو تا همکار... کار
توبه! همکارش نگویی هر دو تایش چوب و سنگ

باز هم روزت تمام و کارهایت ناتمام
باز هم برگرد منزل، تک و تنها، لنگ لنگ

باز شب تاریک و بارانی و دنیا غرق خواب
زنده گی جاری ست دایم بی توقف، بی درنگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *