+ - x
 » از همین شاعر
1 کُله از سر فرو افتد به وقت دست و پا بوسی
2 عمر مارا سرعت نور است و روز و شاممان
3 بار دیگر در برت با دل کشالی آمدم
4 کاندید شو! کاندید شو! آدم حسابت می کنم
5 قومندان با خدا نالیده می گفت
6 کرزیا! چشم ترا صدقه که گریان می کند
7 مردمان عمری پی کلاف سرگُم میروند
8 او با ما، با ماست
9 هنربند
10 در پیشگاه هنر

 » بیشتر بخوانید...
 هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
 امید محال
 مرا در دل همی آید که من دل را کنم قربان
 از آمدن و رفتن ما سودی کو
 یا رب این بوی که امروز به ما می آید
 نسیمی مژده یی آورده امشب
 توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
 ای یوسف خوش نام هی در ره میا بی همرهی
 من جز احد صمد نخواهم
 خانه متروک

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قهرت آمد بر زنت زن را مزن، من را بزن
شاعر گستاخ و پرگوی و شرافکن را بزن

مُشت زن بر گُرده ام تا پند گیرت آن زنت
چاقوی قهرت برآر این گوش و گردن را بزن

پند اگر نگرفت از لت خوردن بسیار من
نورعلی جان را رهان کن جان من، زن را بزن

* * *

نور چشم مرد روشندل، زن است
تکیه گاه مردم عاقل، زن است

آنکه در سریال های خارجی
می نماید کومکِ عاجل، زن است

* * *

گه وزارت، گاه شاهی می کند
در همه جا خود نمایی می کند

می نماید روی خود بر مردمان
رو نمایک کی گدایی می کند؟

* * *

ارزش زن هرکه داند عاقل است
زن نه مفعولست و دائم فاعل است

آنکه میگوید که فاعل نیست او
از هنرهای نمودن غافل است

* * *

خلق نیروی ساختن دارند
بنده نیروی یاوه گفتن را

جمله سودای روز زن دارند
بنده سودای زن گرفتن را



ضمیمه ی گزارشی طنزگونه در روز جهانی زن سروده شد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *