+ - x
 » از همین شاعر
1 دل بسته ام به شعر چسان در برش کنم؟
2 شب تاریک و برقها خاموش روشنی دیده چشم کور خودم
3 ای جوانان عجم
4 بار دیگر در برت با دل کشالی آمدم
5 کاندید شو! کاندید شو! آدم حسابت می کنم
6 کوشش نما که شعر نه الهام می شود
7 اهل خورد و برد شو ورنه ترورت می کنند
8 قهرمانان
9 خوش بحال ما که ما را این در و دیوار هست
10 زن

 » بیشتر بخوانید...
 بیایید بیایید به گلزار بگردیم
 خدا را کم نشین با خرقه پوشان
 دیدم شه خوب خوش لقا را
 گر این جا حاضری سر همچنین کن
 ایه یا اهل الفرادیس اقرا منشورنا
 چو بلبل نالهٔ زاری نداری
 شمع دیدم گرد او پروانه ها چون جمع ها
 گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
 ای آنک تو خواب ما ببستی
 اعتماد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خوش بحال ما که ما را این در و دیوار هست
نرم و گرم ار نیست اما آسمانش غار هست

خواب می بینیم گاهی مرغ و گاهی هم پلو
بوالعجب خوابی که در آن سفرۀ افطار هست

چرخ بی مادر نمی دانم چه میخواهد ز ما
سهل می گیرد ولیکن کارمان دشوار هست

می زدم بر سر که یارب کار ما کی می شود؟
بانگ آمد: می شود جیبت اگر پر بار هست

غم نخور بی مملکت هم میتوان دنبوره زد
مملکت گر نیست ما را سرور و بادار هست

دست اندر کیسه کردم پیش پیر می فروش
گفت: "افغانی نمی گیرم اگر کلدار هست"

رهروی بر بام منزل بیرقم را دیده گفت
لاف استقلال را گم کن که استعمار هست

* * *

زهر مار و کوفت هم باری نصیب ما نشد
نوش دارو گر نباشد جان من! نصوار هست



ششم جدی 1389


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *