+ - x
 » از همین شاعر
1 با جزئیات تازه یی برگشته بودم...
2 این افعال كمكی برایت هیچ كاری نكرد
3 فریاد می زنم كه ای آدم ها! در نطفه بسته اند دهانم را
4 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
5 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت
6 نه خواب باشم و نه كارهای خوب كنم
7 چقدر با كلمات درنده ور بروم؟
8 اگر به كوچه و یا خانه ریخت خونم بود
9 كنار آمده ام با تمام غم هایم
10 می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی

 » بیشتر بخوانید...
 مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
 جولان ما فسرد به زنجیر خواب پا
 باز بهار می کشد زندگی از بهار من
 مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
 یا من نعماه غیر معدود
 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
 ساقیا باده چون نار بیار
 شراب و خون
 شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
 بازی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گاهی بر جنازۀ دختر جوانی می گریم
كه غریزه ام در قبر هم او را تنها نمی گذارد
كه لبهایش را موریانه بزند
چشمهایش را كرم
یا دندان طلایی اش را موش عبوسی در دهان خنده آورش
بگیرد
گاهی بر جنازۀ خودم فكر میكنم
به اعدادی
كه در تاریخ فاتحه گیری ام بی تعارف سهم میگیرند
گاهی نگران مادر بزرگم
كه بعد از من
چقدر از تابوت
از قرآنك جیبی
و از انعكاس خودش در آیینه میترسد
من گاهی می گریم
گاهی فكر می كنم
گاهی نگرانم
گاهی نیستم
...و گاهی همه چیز را قاطی می كنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *