+ - x
 » از همین شاعر
1 ای پرتگاه دور از دسترس من!
2 سارا! لباس های كثیفم نشُسته ماند
3 خواب پریشان و زکام و کابوس و غم عشق و نان و از این قبیل
4 می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی
5 در من گورستان عزازده ییست
6 می خواستم كه زنده بمانم وطن نبود
7 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
8 دلت گرفته؟ از این پنجره بزن بیرون
9 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
10 آتشی بر هستی تریاك و تنباكو بكش

 » بیشتر بخوانید...
 چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
 اندک اندک جمع مستان می رسند
 کَلفَهشنگ
 درخت
 مرگ پرنده
 من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
 احساس
 دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده*
 مناظره بن لادن با امیر المومنین ملا محمد عمر
 هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

این افعال كمكی برایت هیچ كاری نكرد
وقتی قاتلت را منصرف نتوانستی
وقتی نتوانستی
با تفنگی كنار بیایی
نباید این كلمات پیر را آرایش كرد
مضحكه میشوند
با دستور زبان بیش تر حرف میزنیم
تا دیگر مزاحم حرفهای مان نشوند
من این طور شعر مینویسم
و دادستان در قالب دستور زبان حكم اعدام جاری میكند
این حرفها را چندین بار شنیده ایم
شنیده ایم چه كه دیده ایم، كه مرده ایم
« طالبان » با زبان بمب حرف میزنند
با كلید بهشت
با خدای موجود و مهربان
و تو با تمام خون در رگانت
بی آ نكه هیچ حرفی بزنی
بر سنگهای سرك فرش می شوی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *