+ - x
 » از همین شاعر
1 در من گورستان عزازده ییست
2 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
3 امشب گناهكار ترینم ای آسمان!
4 با جزئیات تازه یی برگشته بودم...
5 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
6 می آیمت ولی چه كنم راه، نیستی
7 به قدری از تو بیزارم كه این دیوار و در از من
8 چقدر با كلمات درنده ور بروم؟
9 این بار بمان كه شب درازی بكند
10 تلخ افتاد

 » بیشتر بخوانید...
 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
 آن را که به صحرای علل تاخته اند
 چهار بیتی ها
 دل فرش فزای بامم امروز
 اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
 گر جام سپهر زهرپیماست
 نور دل ما روی خوش تو
 گوید آن دلبر که چون همدل شدی
 باغ است و بهار و سرو عالی
 امروز جمال تو بر دیده مبارک باد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نه خواب باشم و نه كارهای خوب كنم
تو نوح باشی و من در گل ات رسوب كنم

تو آسمان باشی خیلی آسمان باشی
تو آسمان هستی پس چرا غروب كنم؟

ترا به خانه بیارم ترا! نه، عكس ات را
سپس به سینه ی دیوار میخكوب كنم

پلنگ لۀ شدۀ « کمپل » تو باشم و سخت
به روی عادت ماهانۀ تو « توپ » کنم

كسی كه عاشق تو بود آشغالی را
چگونه از سر راه تو جارروب كنم

ترا به خانه بیارم... ترا! نه، عكس ات، نه
ترا بیارم و درگیر چارچوب كنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *