+ - x
 » از همین شاعر
1 فریاد می زنم كه ای آدم ها! در نطفه بسته اند دهانم را
2 موسیچه از ضیافت باران گریخته
3 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
4 ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
5 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
6 تا آسمان دلش سر و سامان گرفته است
7 به خیابان نگاه میكنم
8 سارا! لباس های كثیفم نشُسته ماند
9 یک شعر بی شرمانه عاشقانه
10 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت

 » بیشتر بخوانید...
 از بهر مرغ خانه چون خانه ای بسازی
 زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
 فاصله، معنی دیگر شب
 مادرم رفته است پیر شود پدرم اندكی جوان مانده ست
 خربزه خربزه ره دید، رنگ می گیره
 دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
 از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
 ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
 چرا ز قافله یک کس نمی شود بیدار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

كنار آمده ام با تمام غم هایم
نشسته ام به همین ساده گی سر جایم

اگر مبالغه پنداشتید باكی نیست
به قدر چند جهان بزرگ تنهایم

من از تداوم خود دست بر نداشته ام
اگر چه تهمت ها بسته اند بر پایم

جزیره یی شده ام از هزار سو دلتنگ
كه غرق گشته در آب دو دیده رویایم

شباهتیست مرا با تلاطم از یك سو
ولی به صخره و ساحل سری نمی سایم

كنار پنجره می ایستم كه بنگرم از -
شفاف بودن یك شیشه سوی دنیایم

پناه می برم از بی كسی به كاغذ تا -
وصیتی بنویسم برای بابایم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *