+ - x
 » از همین شاعر
1 خانم خدا خراب كند خانۀ ترا
2 گاهی بر جنازۀ دختر جوانی می گریم
3 ای كاش كه خدا دمِ در می گذاشت ام!
4 این افعال كمكی برایت هیچ كاری نكرد
5 چرا به خاطر گُل هر چه خار را بوسید؟
6 غزلی برای کابل و این روز هایش...
7 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
8 ای پرتگاه دور از دسترس من!
9 نی شعر مانده نی كشش گونۀ گُلی
10 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست

 » بیشتر بخوانید...
 پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می رسد
 زندگی
 ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
 هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی
 بیا ای رونق گلزار از این سو
 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
 حکم البین بموتی و عمد
  چشمه
 یک بغض جن گرفته گلوی مرا گرفت
 برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
اصلن چه می شد این كه تو پیدا نمی شدی؟

دیروز دیدمت كه در آیینه ... بی امان
در زیر گرد و خاك تماشا نمی شدی

یك روز گفته بود: « تو كوهی از آتشی! »
آن روز بین پیرهنت جا نمی شدی

ای مرد نیمه مرگ! بمیرم برای تو
كاش این قدر به قصۀ دنیا نمی شدی

ای كاش كودكیِ ترا گرگ خورده بود
ای كاش هیچ وقت تو بابا نمی شدی

با هیچكس نمیشدی... اصلن « نمی شدند »
مخلوط كرده اند، ترا با « نمی شدی »


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *